close
تبلیغات در اینترنت
علیرضا بیرانوند : منصوریان گفت نابودت می‌کنم!

علیرضا بیرانوند : منصوریان گفت نابودت می‌کنم!

علیرضا بیرانوند : منصوریان گفت نابودت می‌کنم!

 

علیرضا بیرانوند

گلر شماره یک تیم ملی فوتبال ایران و پرسپولس در گفت‌گویی بسیار جالب، از زندگی شخصی‌اش، و آغاز فوتبالش صحبت کرده است.

به گزارش ایسنا، علیرضا بیرانوند دروازه‌بان شماره یک تیم ملی فوتبال ایران و پرسپولیس با حضور در ایسنا، از اداره‌های مختلف این خبرگزاری بازدید و ضمن گفت‌وگو با عوامل تحریریه در بخش‌های مختلف، دقایقی به گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا نشست. البته حضور دروازه‌بان پرسپولیس در ایسنا به زمانی برمی‌گردد که هنوز دست خود را گچ نگرفته بود.

بیرانوند در این گفت‌وگوی جالب و خواندنی، درباره گذشته‌اش در باشگاه نفت و همین طور مسائل میان خودش و علیرضا منصوریان به صحبت پرداخت. دروازه‌بان تیم ملی فوتبال ایران همچنین در بخش جالبی از صحبت‌هایش به سختی‌هایی که در زندگی شخصی متحمل شده، اشاره کرد و گفت که روزگاری همراه با فوتبال بازی کردن، در جاهای مختلف کار می‌کرده تا فقط مکانی برای خواب داشته باشد.

دروازه‌بان جوان تیم فوتبال پرسپولیس می‌گوید فوتبالش را به نوعی مدیون یحیی گل‌محمدی است زیرا در دوران مربی‌گری گل‌محمدی در باشگاه نفت بود که بیرانوند فرصت زیادی برای بازی کردن پیدا کرده اما از دوران همکاری با ابراهیم‌زاده گله کرد.

در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار ایسنا را با علیرضا بیرانوند می‌خوانید.

* ابتدا می‌خواهیم از آغاز فوتبالت صحبت کنیم. چه اتفاقاتی رخ داد که به تهران آمدی و فوتبالیست شدی؟

زمانی که برای فوتبال بازی کردن به تهران آمدم، سنم به رده نوجوانان می‌خورد. وقتی به تهران رسیدم سوار اتوبوس شدم و فردی به نام حسین فیض که در تهران مربی پایه‌ها بود، به من پیشنهاد داد که در قبال پرداخت پول، من را به تیمی برای انجام تست معرفی کند. من هم در پاسخ گفتم پدرم حتی به من پول کرایه ماشین نداده که به تهران بیایم. من به تهران آمده‌ام تا اگر انتخاب شدم به من کمک کنند. پس از این صحبت‌ها بود که من را به تیم فوتبال نوجوانان وحدت برد تا در آنجا تست بدهم. من در آنجا بازی کردم و خودم را نشان دادم بعد از آن همین آقای فیض کاپیتان تیمش را کنار کشید و گفت این دروازه‌بان جدید تیم ماست، او را به خانه خودتان ببرید و بگویید بابت تست دادن و بازی کردن نمی‌خواهد پولی پرداخت کند اما بگویید به بازیکنان دیگر از این موضوع چیزی نگوید زیرا می‌خواستند از سایرین پول بگیرند. من هم از این بابت خوشحال شدم. کم‌کم برای وحدت بازی کردم. در آن زمان تنها مشکلم این بود که مکانی برای خوابیدن نداشتم. پس از مدتی پدر یکی از بازیکنان وحدت که کارگاه خیاطی داشت قبول کرد در قبال کار در کارگاهش، به من جای خواب بدهد.  من روزانه چند ساعت در کارگاه آن‌ها کار می‌کردم و پس از انجام تمرین‌هایم به کارگاه می‌رفتم و در همان جا می‌خوابیدم. البته آنچنان خیاطی بلد نیستم !

* پس از بازی در وحدت چه اتفاق دیگری برایت رخ داد که در ادامه به تیم پایه‌های نفت رفتی؟

آقای شعبان کمپانی مربی پایه‌های نفت بازی من را دید و در ادامه من را انتخاب کرد که در تیم آن‌ها بروم و در لیگ آسیاویژن بازی کنم . از این جا بود که وارد باشگاه نفت شدم و برای نفت بازی کردم. البته درآن زمان هم که در باشگاه نفت هم بازی می‌کردم باز هم مشکلاتم پابرجا بود و کماکان جایی برای خوابیدن نداشتم. از همان اوایل حضورم در نفت جای خواب من اطراف میدان آزادی و روی چمن‌ها بود. گاهی اوقات هم با هم‌تیمی‌هایم به خانه‌شان می‌رفتم و در آنجا می‌خوابیدم. ۷-۸ ماه از این ماجرا گذشت که آقای علیپور به باشگاه نفت آمدند. او از بازی من خوشش آمد و از مربیان درباره من سوال کرد. بعدها به آقای علیپور گفتند که این دروازه‌بان شب‌ها جایی برای خوابیدن ندارد که همین موضوع باعث شد آقای علیپور یک نمازخانه که متعلق به وزارت نفت بود را در اختیار من قرار دهد تا شب‌ها در آنجا استراحت کنم. شرایطی به گونه‌ای بود که صبح‌ها مجبور بودم ساعت ۷ با همان پتویی که در اختیار داشتم از نمازخانه بیرون بیاییم و به روی چمن‌ها بروم.



[ شنبه 08 آبان 1395 ] [ 17:17 ] [ ]